تبليغاتX
زندگی شاید همین باشد
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من از دیار عروسکها می آیم
از زیر سایه های درختان کاغذی
در باغ یک کتاب مصور !
در کوچه های خاکی معصومیت
از سالهای رشد حروف پریده رنگ الفبا
از لحظه ای که بچه ها توانستند
بر روی تخته حرف " سنگ " را بنویسند
و سارهای سراسیمه
از درخت کهنسال پر زدند .
و مغز من هنوز
لبریز از صدای وحشت پروانه ایست
که او را
در دفتری به سنجاقی
مصلوب کرده بودند .
حرفی به من بزن
من در پناه پنجره ام
با آفتاب رابطه دارم .

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان